بستن
کد خبر: ۱۵۰۱۰۱۱
 نفت ایران در کانون تهدید یا فرصت
«آرمان ملی» دورنمای بحران ژئوپلیتیک نفت با سیاست‌های ترامپ

 نفت ایران در کانون تهدید یا فرصت

آرمان ملی – صدیقه بهزادپور: حمله آمریکا به ونزوئلا و ربودن نیکولاس مادورو، رئیس جمهور این کشور، نشانی بارز از سیاست‌های قلدرمآبانه آمریکا در جهان است که به بهانه مبارزه با قاچاق و... صورت گرفت، اما اعلام درخواست‌های شفاف و وقیحانه ترامپ برای درخواست نفت از این کشور حاکی از آرایش جدید صحنه سیاسی و انرژی جهان بود که تحولی عظیم و بی‌سابقه در عرصه بی‌عدالتی است.

 اعلام کنترل کامل آمریکا بر بزرگترین ذخایر نفتی اثبات‌شده جهان، نه تنها نظم منطقه‌ای آمریکای لاتین را درهم ریخت، بلکه امواج شوک آن به سرعت به قلب رقابت ژئوپلیتیک قرن بیست ویکم، یعنی رقابت آمریکا و چین و همچنین به خاورمیانه حساس کشیده شد. کارشناسان معتقدند انگیزه‌های پنهان و آشکار آمریکا بیش از اینکه ابعاد سیاسی داشته باشند، دربردارنده انگیزه‌های پنهان و منافع اقتصادی ترامپ است که پیامد‌های فوری و دورنمای احتمالی این بحران فقط محدود به ونزوئلا نخواهد شد و هم اکنون به عنوان تهدیدی بر سر گرینلند و ... نیز سایه افکنده است.

از تحریم تا حمله

به گزارش «آرمان ملی»، سعید انصاری کارشناس اقتصادی در این باره گفت: ایالات متحده سال‌ها بود که دولت نیکولاس مادورو را به دلیل نقض حقوق بشر، سرکوب دموکراسی و به ویژه قاچاق مواد مخدر به خاک آمریکا تحت فشار و تهدید به حمله قرار داده بود و سرانجام این اتهامات در ماه‌های اخیر بهانه‌ای برای تشدید حضور نظامی آمریکا در دریای کارائیب و نهایتاً اجرای یک عملیات نظامی تمام‌عیارشد که با ربودن رئیس جمهور این کشور همراه بود، هرچند تقریباً اکثر ناظران و تحلیلگران بر این باورند که انگیزه اصلی واشنگتن، نه مبارزه با مواد مخدر، که کنترل بر ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا بوده است که ادعا‌های بعدی آمریکا برای درخواست حدود پنجاه میلیون بشکه نفت و مدیریت بر برداشت و توزیع نفت تا مدتی مشخص در اختیار آمریکا، خود گواهی بر این مدعاست تا بتواند همچنان سلطه خود را بر کشوری که با حدود ۳۰۳ میلیارد بشکه نفت خام، حتی از عربستان سعودی نیز پیشی می‌گیرد، را ادامه دهد. او توضیح داد: ترامپ بلافاصله پس از ربایش رئیس جمهور ونزوئلا وعده حضور گسترده شرکت‌های آمریکایی در این کشور را به بهانه تعمیر و احیای زیرساخت‌های فرسوده صنعت نفت ونزوئلا را داد و تاکید کرد که پول حاصل از فروش آن تحت کنترل وی و البته برای مردم این کشور هزینه خواهد شد! اما این اظهارات به وضوح نشان می‌دهد که هدف نهایی، تغییر مسیر جریان درآمد‌های نفتی و سلطه عملی بر این ثروت ملی است. در حقیقت ممنوعیت فروش نفت این کشور به خصوص به چین و برقراری تعاملات بین ونزوئلا با روسیه و ایران نیز بیش از اینکه حاکی از نگرانی قاچاق رئیس جمهوری این کشور باشد، حاکی از واهمه ترامپ از انتقال نفت این کشور به چین به عنوان رقیب تجاری خود بوده است و با اجرای این سیاست، تقریباً اندکی خیالش از بابت انتقال نفت این کشور به چین آسوده گشته و همچنین از حضور ایران به عنوان عامل تهدیدکننده سیاست‌های آمریکایی در کنار آمریکا و در کشور ونزوئلا آسوده گشته است و به‌علاوه از حذف حیاط خلوت ناامن برای روسیه کنار گوش خود نیز مطمئن شده است. در حقیقت آمریکا با این حمله سریع، به بسیاری از اهداف خود در حوزه اقتصادی و سیاسی دست یافت و دلسی رودریگرز نیز که پس از مادورو به عنوان رئیس جمهور موقت سوگند یاد کرده است، در موضعی محتاطانه اعلام کرد که ونزوئلا برای برقراری روابط انرژی که به نفع همه طرف‌ها باشد، آماده است، اما معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی. دی ونس، در واکنش به این اظهارات اعلام کرده است که؛ ما منابع انرژی را کنترل می‌کنیم و شما تنها تا زمانی مجاز به فروش نفت هستید که به منافع ملی آمریکا خدمت کنید. این اظهارات و واکنش‌ها حاکی از وضعیت شکننده و تحت سلطه دولت موقت کاراکاس را به خوبی نشان می‌دهد.

نفت به مثابه سلاح

انصاری ادامه داد: در حقیقت آمریکا با تدوین استراتژی حمله به ونزوئلا رقابت اقتصادی با چین را فشرده‌تر از قبل کرده است و همچنین چین، ایران و روسیه را از حیات خلوت سنتی دیرینه در ونزوئلا به عنوان رقیب اقتصادی – سیاسی یا تهدیدکننده امنیت این کشور دور نگه داشت، چرا که پیش از این حمله، چین خریدار اصلی نفت ونزوئلا بود و روزانه مقدار زیادی بشکه نفت از این کشور دریافت می‌کرد و به این ترتیب قطع این جریان، ضربه‌ای مستقیم به امنیت انرژی چین محسوب می‌شود. این کارشناس اضافه کرد: به این ترتیب با ادعای آمریکا مبنی بر اینکه نفت تولیدشده ونزوئلا را در خارج از کشور خواهند فروخت، به آمریکا این فرصت را می‌دهد که با افزایش عرضه، قیمت جهانی نفت را تحت تأثیر قرار دهد، امری که به گفته مشاوران اقتصادی ترامپ می‌تواند قیمت نفت را حتی به زیر ۵۰ دلار بر بشکه برساند و دراین راستا یک ابزار فشار قوی علیه رقبای انرژی آمریکا، به ویژه روسیه، ایجاد می‌کند، رقبایی که اقتصاد آنها به شدت به درآمد‌های نفتی وابسته است.

چرخش چین به سمت ایران

این کارشناس معتقد است: با مسدود شدن مسیر نفت ونزوئلا به سمت چین، پکن بلافاصله به دنبال جایگزین‌هایی ارزان‌قیمت خواهد گشت و به احتمال بسیار زیاد، پالایشگاه‌های مستقل چین، معروف به پالایشگاه‌های قوری، که پیش‌تر متکی به نفت سنگین و ارزان ونزوئلا بودند، احتمالاً به نفت ایران و روسیه روی خواهند آورد، چراکه نفت سنگین ایران با حدود ۱۰ دلار تخفیف نسبت به نفت برنت، در حال حاضر ارزانترین جایگزین برای نفت ونزوئلا محسوب می‌شود. او افزود: هرچند چین قبلاً هم خریدار حدود ۹۰ درصد از نفت صادراتی ایران بوده و این تجارت را عمدتاً از طریق یک ناوگان تاریک از نفتکش‌ها که هویت و مقصد خود را پنهان می‌کنند، انجام می‌داد، اما با توجه به حذف نف ونزوئلا، این وابستگی متقابل، نیاز چین به نفت ارزان و نیاز مبرم ایران به فروش نفت خود با وجود تحریم‌ها عمیفتر خواهد شد و احتمال بسیار زیاد چین در صدد برخواهد آمد تا بخش عمده‌ای از کمبود نفت ونزوئلا را از محل افزایش خرید از ایران جبران کند.

ایران در کانون تهدید

انصاری یادآور شد: از طرف دیگر این افزایش تمرکز چین بر نفت ایران، هرچند در ذات خود میتواند رویکرد مثبتی تلقی شود، اما در عین حال افزایش وابستگی انرژی چین به ایران، سناریویی خطرناک را برای تهران به ارمغان می‌آورد. از یک سو، این امر می‌تواند منجر به افزایش درآمد‌های نفتی شود که در شرایط سخت تحریمی حیاتی است. اما از سوی دیگر، ایران را در کانون طوفان رقابت آمریکا و چین قرار می‌دهد. از سوی دیگر آمریکا که پیش‌تر بار‌ها درباره فعالیت برنامه هسته‌ای یا موشکی ایران هشدار داده بود، اخیراً به بهانه حمایت از معترضین داخلی، باز هم در اندیشه بهره برداری از شرایط موجود به نفع خود و مسدودسازی مسیر صادرات نفت ایران به چین، علاوه بر اِعمال سیاست‌های تحریمی است. او افزود: در حال حاضر با توجه به نقش آفرینی ایران به عنوان منجی انرژی چین، انگیزه واشنگتن برای افزایش فشار بر تهران دوچندان شده است. آمریکا می‌تواند با تشدید اجرای تحریم‌ها علیه نفت ایران و هدف قرار دادن ناوگان تاریک، هم به اقتصاد ایران ضربه بزند و هم مستقیماً هزینه انرژی رقیب اصلی خود، چین، را افزایش دهد. این کارشناس توضیح داد: طبق برآوردهی رسمی، توقف کامل صادرات نفت ایران به چین می‌تواند سالانه تا ۶.۶ میلیارد دلار بر هزینه واردات نفت این کشور بیفزاید و رشد اقتصادی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد، از این رو، سناریوی حمله نظامی یا عملیات ویژه آمریکا به بهانه‌های مختلف علیه ایران، اعم از برنامه هسته‌ای یا حمایت از معترضان و ... فرضیه دور از ذهن نیست. چنین اقدامی علاوه بر تحت‌الشعاع قرار دادن دستاورد‌های نفتی چین، امتیازی مهم به متحد منطقه‌ای آمریکا، اسرائیل، نیز محسوب خواهد شد، اما قطعاً ایران گزینه‌ای مانند ونزوئلا و ... نخواهد بود و به احتمال بسیار زیاد آمریکا نیز تبعات حمله به منافع ایران به هر گونه، با توجه به واکنش‌های ایران علیه منافع آمریکا در منطقه را لحاظ می‌کند.

نظمی جدید و پرتنش

انصاری افزود: اشغال عملی منابع نفتی ونزوئلا توسط آمریکا، تنها یک تغییر در مالکیت یک منبع طبیعی نیست؛ این اقدام بیانگر این است که عملاً به عصر جدیدی از واقع‌گرایی خشن در روابط بین‌الملل وارد شده‌ایم، که در آن قدرت‌های بزرگ به جای دیپلماسی و ابزار‌های اقتصادی پیچیده، مستقیماً از زور برای تصرف منابع حیاتی استفاده می‌کنند و در نتیجه، این رویه همچون سنگی است که در برکه ژئوپلیتیک جهان افتاده و امواج آن گسترده می‌شود و تقویت اتحاد غیررسمی کشور‌های تحت تحریم (ایران، روسیه) با چین به رهبری پکن، افزایش بی‌ثباتی در آمریکای لاتین، تهدید جدی علیه حاکمیت ملی کشور‌های دارای منابع، و تسریع در چندقطبی‌شدن نظام جهانی به رهبری بلوک‌بندی‌های متخاصم منتهی می‌شود. او در پاسخ به اینکه آیا این استراتژی آمریکا پایدار و مستمر خواهد بود گفت: تاریخ مداخلات آمریکا در عراق و لیبی نشان می‌دهد که سرنگونی یک رژیم به معنای کنترل یک کشور نیست، بلکه مقاومت مردمی در این کشورها، هزینه‌های گزاف امنیتی و لجستیکی کنترل یک کشور دیگر، و واکنش‌های غیرمستقیم و حساب‌شده رقبایی مثل چین و روسیه، می‌تواند این طرح بلندپروازانه را با چالش‌های جدی مواجه کند، اما آنچه که مسلم است اینکه؛ جهان این روزها، با آشفتگی بیشتر و قواعد شکسته‌شده‌ای وارد مرحله‌ای خطرناک و غیرقابل پیش‌بینی شده خواهد شد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار